عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 92
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
در عين حال جمله قسمت ديگرى داشته باشد به طورى كه براى جدائى از آن به ويرگول نياز باشد . در چنين مواردى از پوئن ويرگول استفاده مىشود تا اين دو قسمت جمله از هم متمايز شود . چون ذكر نمونه هائى از اين قسم به تطويل مىانجامد ، خواننده را به متن كتاب إرجاع مىدهيم : 25 / 3 - 6 ، 26 / 15 - 18 ، 27 / 17 - 19 ، 28 / 18 - 29 / 3 ، 30 / 3 - 5 ، و غيره . 5 . تيره ( - ) : اين علامت براى جدا كردن جملات و عبارات معترضه و توضيحى و گاهى براى جلوگيرى از افراط در استعمال ويرگول به كار مىرود . استعمال آن تا حدى شبيه به استعمال ويرگول است ، ولى تيره از ويرگول « قوىتر » است و جدائى بيشترى را از جملهء اصلى نشان مىدهد : « اعيان ثابته - كه عبارت از حقايق موجودات است - صور علميه ايست . . . » ( 141 / 23 ) . « كذلك فيضه و أمره - كما أخبر - لا كثرة فيه » ( 116 / 19 - 2 ) . ألف . در متون فارسى گاهى تيره و يا ويرگول براى جدا كردن جمله هاى دعائى از جملهء اصلى به كار مىرود ، ولى اگر قواعد فوق رعايت شود ، اين استعمال موجب افراط در تعداد علامات مىشود ، و بنا بر اين در چنين مواردى از هيچ نوع علامت استفاده نشده است : « كنه ذات حق و غيب هويت مطلق او تعالى و تقدس مدرك و مفهوم . . . » ( 26 / 6 ) . « محمد بن على العربي قدس الله سره و أعلى ذكره . . . » ( 18 / 18 - 19 ) . 6 . گيومه ( « » ) : جاهايى را نشان مىدهد كه تصريحا نقل قول شده است . هر جا كه اصل نقل قول يافت نشده باشد ( به استثناى احاديث و نقل قولهاى يك يا دو سطرى ) از اين علامت استفاده نشده است ، زيرا تشخيص اول و آخر نقل قول گاهى مشكل است ، و نيز معلوم نيست كه قسمتى از آن حذف شده باشد يا نه تا از سه نقطه ( قاعدهء هفت ) استفاده شود . مثلا در يك جا جامى تصريح مىكند كه از كتاب شرح الحديث نقل قول كرده است ( 33 / 11 ) ، ولى چون اين كتاب به دست نيامد علامتى به كار برده نشده « 1 » . به علاوه گيومه براى مشخص كردن مواردى كه راجع
--> « 1 » . مثالى از اشتباهاتى كه در اثر عدم رعايت اين قاعده پيش مىآيد مورد زير است : در رسالهء نقد النقود في معرفة الوجود از سيد حيدر آملى به تصحيح هنرى كربين و عثمان يحيى ( تهران ، 1347 ش ) در جائى آملى از نصوص قونيوى نقل قول مىكند . ولى چون مصححان مأخذ اين نقل قول را پيدا نكرده بودند گيومه را در ص 639 س 16 بستهاند در حالى كه نقل قول تا ص 640 س 3 ادامه دارد . پس در واقع چند سطرى از نصوص اشتباها به آملى نسبت دادهاند .